مقالات بازاريابي
چرا نبايد شغلتان را دائم تغيير دهيد
چرا نبايد شغلتان را دائم تغيير دهيد
  بزرگنمايي:
پنجشنبه 6 آذر 1393 - 10:49:31 PM


يکي از همکارانم اخيرا مقاله‌اي را در مورد اين که تغيير مداوم شغل اين روزها عموميت يافته، منتشر کرده بود. وي در اين مقاله اشاره کرده بود کارفرمايان معتقدند اگر فردي بيش از 10 سال در يک شرکت بماند، دچار رکود مي‌شود و اين پرسش براي آنها پيش مي‌آيد که آيا اين افراد به اندازه کافي بلند پرواز نيستند تا دنبال فرصت‌هاي ديگر باشند؟


اگرچه اظهارات همکارم مستندات آماري داشته، اما من با نظر او مخالفم. داده‌هاي اداره آمار کار آمريکا که به تازگي منتشر شده، نشان مي‌دهد تا ژانويه 2012 ميانگين زماني که کارمندان حق‌الزحمه‌اي يا ثابت در يک شرکت کار کرده‌اند تنها 6/4 سال بوده که آمار حيرت انگيزي است.
از سوي ديگر، سايت Monster.com تغيير مداوم شغل را يک معضل دانسته و دلايل وقوع و البته راهکارهايي را براي مقابله با آن ارائه داده است:
• شغل شما خيلي سخت است. متنفر بودن از هر چالشي، خصوصيتي نيست که بسياري از کارفرمايان از آن راضي باشند. اگر شغل شما خيلي سخت است، هر کاري که لازم است انجام دهيد تا آن را سر و سامان دهيد. درخواست برنامه‌هاي آموزشي بيشتري کنيد يا در کلاس‌هايي شرکت کنيد که مهارت هايتان را افزايش مي‌دهد. موقعيتتان را پايين نياوريد و يا از تلاش کردن کنار نکشيد.
• خسته شده‌ايد. در حالي که ملالت (و عدم وجود يک چالش) مي‌تواند مانعي جدي براي توسعه حرفه‌اي شما باشد، اما بهانه‌اي نيست که آن شغل را رها کنيد. حداقل تا زماني که گزينه‌هاي ديگري را در شرکتتان امتحان نکرده‌ايد، از اين کار اجتناب کنيد. اگر فقط اراده کنيد، کارهاي زيادي هست که مي‌توانيد انجام دهيد.
• نمي‌توانيد با افراد ارتباط برقرار کنيد. اين مساله تا حدي به فرهنگ سازماني بستگي دارد؛ اما اگر فردي هستيد که مرتب شغلتان را به دليل اينکه نتوانسته‌ايد با همکاران يا رييستان ارتباط خوب برقرار کنيد، عوض کرده‌ايد، بهتر است کمي رفتارهاي خودتان را مورد بررسي قرار دهيد. به اين فکر کنيد که تنها مخرج‌مشترک اين معادله، خودتان هستيد. بنابراين، به جاي اينکه هر وقت کدورتي پيش آمد، شغلتان را عوض کنيد، به اين فکر کنيد که چه کاري انجام داده‌ايد تا به اين اختلاف دامن زده باشيد.
• فقط براي پول شغلتان را عوض مي‌کنيد. تغيير مداوم شغل، فقط به هدف کسب درآمد بيشتر اشتباه بزرگي است. اگر افزايش حقوق تنها انگيزه تغيير شغلي است، در بلند مدت به احساس نارضايتي مي‌رسيد.
به عنوان فردي که کسب و کاري را مالکيت مي‌کند، انگيزه زيادي دارم که کارمندان با استعداد را نگه دارم. اما به عنوان يک کارمند، معتقدم افراد اگر به جاي اين که مرتب تغيير شغل بدهند، در يک شغل ثابت بمانند، مي‌توانند چه از نظر مالي و چه مهارتي پيشرفت بهتري داشته باشند.‌ايده کلي و فلسفه «کار بي عيب و نقص» مي‌تواند چشم شما را بر روي فرصت‌هاي بزرگ تر براي بزرگ تر کردن موقعيتي که داريد، ببندد. بنابراين با احترام به فرضيات قبلي که همکاران ارائه کرده‌اند، فهرست تازه‌اي را تحت عنوان 10 دليل مناسب براي باقي ماندن در يک شرکت به مدت 10 سال يا بيشتر معرفي مي‌کنم:
1) ارشد بودن. اگر مدت زمان زيادي در يک شرکت بمانيد، به تدريج ارتقاي شغلي مي‌يابيد و به موقعيت ارشدي در آن شرکت مي‌رسيد. اما اگر مرتب به شرکت‌هاي جديد برويد، مجبوريد براي به دست آوردن يک نقش قوي تر و مهم تر براي خودتان، بجنگيد.
2) فرصت‌هاي مديريتي. همراه با ارتقاي شغلي، فرصت مديريت کردن بر ديگر افراد و آموزش دادن به کارمندان جديد براي شما فراهم مي‌شود. موفقيت شما توانايي هايتان را افزايش مي‌دهد – يعني حس وظيفه‌شناسي و پيروي را در اعضاي تيم زير دست شما به وجود مي‌آورد – و شما را به مديري تبديل مي‌کند که به طور طبيعي از سوي تيم حمايت مي‌شويد. اما اگر به شرکت تازه‌اي برويد و ناگهان حکم ارتقاي شغلي به شما بدهند، دايم بايد از توانايي هايتان براي حفظ آن موقعيت دفاع کنيد.
3) ثبات کاري. اگر هميشه نگران اين هستيد که سال آينده کجا کار مي‌کنيد، طرح ريزي برنامه‌هاي بلند مدت کار سختي خواهد بود. کمي ثبات در شغل و محيط کاري به شما کمک مي‌کند با استرس‌هايي که بقيه عمرتان هم به طور حتم اتفاق مي‌افتند، به طور موثرتري روبه‌رو شويد و آنها را برطرف کنيد.
4) پايين آمدن هزينه مسکن و برخورداري از بيمه بازنشستگي ثابت. کساني که مرتب شغل خود را تغيير مي‌دهند، هزينه‌هاي زيادي را براي تغيير مسکن و بيمه بازنشستگي مي‌پردازند. هر تغيير شغلي که نياز به تغيير محل زندگي شما داشته باشد، هزينه‌هاي انجام معامله را نيز به همراه دارد. نظم پرداخت بيمه‌هاي بازنشستگي نيز به واسطه تغيير مداوم شغل دچار اختلال مي‌شود و در آن وقفه‌هايي به وجود مي‌آيد؛ بنابراين با اينکه کارمندان فکر مي‌کنند اگر به شرکت جديدي بروند از مزايا و افزايش حقوق برخوردار خواهند شد، اما در بلند مدت، کارمنداني که کار ثابت داشته‌اند و حق بيمه بازنشستگي خود را به طور دائم پرداخت کرده‌اند، شرايط بهتري خواهند داشت.
5) مزاياي بيشتر. بسياري از شرکت‌ها براي کارمندان قديمي خود مزاياي ويژه در نظر مي‌گيرند و به طور مثال، ساعات استفاده از مرخصي را براي آنان افزايش مي‌دهند. در اين صورت مي‌توانيد وقت بيشتري را کنار خانواده صرف کنيد و اهداف سبک زندگي خود را با داشتن زمان بيشتر تحقق بخشيد.
6) اصلاح خود. اگر ديگران فرصت داشته باشند در طول زمان بيشتري شما را بشناسند، مي‌توانيد از مشورت‌ها و نصيحت‌هاي آنان بهره ببريد و آنها مي‌توانند نقاط کوري را به شما نشان دهند که هيچ گاه خودتان به آن توجه نمي کرديد. به علاوه اگر در جاي ثابتي کار کنيد، مي‌توانيد ضعف‌هاي خودتان را بفهميد و آنها را برطرف کنيد و مسائلي را که آزارتان مي‌دهد، مورد بررسي قرار دهيد. اما اگر تغيير شغل بدهيد، به ضعف‌هاي خودتان پي نمي بريد، بلکه هميشه از همکاران و رييس سابقتان اظهار نارضايتي مي‌کنيد.
7) قابليت اعتماد و اطمينان. اگر توانايي اين را داشته باشيد که براي 10 سال در يک شغل ثابت بمانيد، نشان دهنده اين است که مي‌توانيد از پس کارهاي زيادي به درستي برآييد. افراد براي اين قابليت‌هايي که داريد، احترام قائل خواهند شد و به شما اطمينان مي‌کنند.
8) انعطاف‌پذيري. بيشتر افرادي که به مدت يک دهه يا بيشتر در يک شرکت مي‌مانند، از طريق نقش‌هاي مختلف و چالش انگيزي که بر عهده مي‌گيرند، پيشرفت مي‌کنند. آنها وظايف گوناگوني را در شرکت امتحان مي‌کنند تا حوزه تمايلات کاري خود را مشخص کنند. فرق بين تغيير مکان در داخل يک شرکت با تغيير مکان بين شرکت‌هاي مختلف اين است که اگر در يک شرکت بمانيد و پيشرفت کنيد، موقعيت و مزاياي خود را حفظ مي‌کنيد و در عين حال آزاد هستيد تا تجربه‌هاي جديد را هم امتحان کنيد.
9) پشتکار و استقامت. بعد از مشاهده بي عدالتي‌ها يا چالش‌هاي جدي در يک شرکت، آسان ترين کار اين است که از آن شرکت بيرون بياييد، اما اگر استقامت به خرج دهيد، راه حل‌هاي درست براي حل مشکلات پيدا کنيد، آسيب‌ها را اصلاح کنيد و نقش فعالي در تغيير يک شرايط نامناسب داشته باشيد، شخصيت پرقدرت تري از خودتان به نمايش گذاشته‌ايد. (البته اگر واقعا محيط کاري مسموم و غيرقابل تحمل داريد، بهتر است هر چه زودتر آن را ترک کنيد).
10) دخالت در آينده شرکت. مي‌توانيد بر هدايت شرکتتان در طول سال‌ها تاثير مثبتي بگذاريد. وقتي در همه شرايط خوب و بد در کنار شرکت بوده‌ايد، اين کار از موضع تجربه و دانش شما در طول چند سال صورت خواهد گرفت.
اين مساله در مورد شرکت ما صدق مي‌کند و به خصوص در مورد فرصتي که اکنون با آن روبه‌رو هستيم، درست است. تيم ما نقش بسيار مستقيمي در خريد مجدد سهام شرکت از سرمايه‌گذار قبلي داشته است؛ بنابراين فرآيندي پيش رو داريم که طي آن قصد داريم به بسياري از کارمندانمان سهام واگذار کنيم. در اين صورت، هم کارمندان و هم مديريت با هم در مالکيت شرکت سهيم هستند. به علاوه، کارمندان ما اين حق را به دست مي‌آورند که در رشد آينده شرکت مشارکت داشته باشند و در پيشبرد اهداف توليدي و تکنولوژي محور فعلي و آينده شرکت کمک کنند. طرح‌هاي اعطاي پاداش ما که همه افراد شرکت در هر سطحي را شامل مي‌شود، بر اساس مبناي حق الزحمه‌اي است. اين برنامه براي آنها حياتي است و نقش مهمي نيز در موفقيت ما داشته، به طوري که رشد سالانه شرکت از سال 2007 به طور مداوم نزديک به 60 درصد بوده است. اين کار باعث مي‌شود هر کس در شرکت به فکر روش‌هايي براي درآمدزايي باشد و نيازمند اين است که همه ما صرفه‌جويي را رعايت کنيم. در اصل، کارمندان قادرند خودشان مثل کارآفريناني باشند که در هر سطحي از شرکت دخالت دارند، بدون اينکه با ريسک يا زيان راه اندازي کسب‌وکار تازه‌اي براي خودشان مواجه باشند.

ترجم: مريم رضايي
منبع: Forbes

Forbes

 نظرات شما

نام:
پست الکترونيک:
متن: *